چهارشنبه, 10 آذر 1400

گفته ام امشب ملائک عشرتی برپا کنند
ساقیان را گفته ام میخانه را احیا کنند


گفتگو از محفل حور و ملک آمد میان
زیر پای یکنفر اٌمّی است امشب آسمان؟


نیمه شب لختی گذشت و آسمان آرام بود
عرش گویی منتظر بود و طبیعت رام بود


عرشیان هر لحظه با هم یا مسیحا میکنند
حوریان رقصی میان قصر مینا میکنند


همه پیغمبران یکباره معراجی شدند
گرم استقبال آن پیغمبر حاجی شدند


پرده ای افتاد و چشم او به رمزی باز شد
نقطه عطفی شد و پیغمبری آغاز شد


حیرتم این چرخ "آدم"را زمینی میکند
مصطفی در عرش گویی همنشینی میکند


ره میان بنده و معبود احمد باز کرد
آیه آیه عشق آورد و فلک را ساز کرد

                                                          مهدی برهانی

 

نظرات در مورد این شعر: http://www.shereno.com/11760/15042/134549.html

 

اضافه کردن نظر